رقص تجلی و پنهان؛ واکاوی فلسفه نور و سایه در مساجد اصفهان

علی محمد فصیحی، مدیر روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان اصفهان در یادداشتی نوشت: در قلب اصفهان، جایی که خشت و کاشی با آسمان پیوند خورده‌اند، معماری تنها برپایی دیوار و سقف نیست؛ بلکه تلاقی دو قلمرو است: قلمرو «نور» که تجلی حقیقت است و قلمرو «سایه‌» که مظهر کثرت و پنهان‌کاری جهان مادی. در مساجد تاریخی این شهر، معمار مسلمان نه با سنگ، بلکه با «نور» می‌ساخته است.

هنگامی که خورشید در میانه روز به فراز گنبدها می‌رود، مساجد اصفهان از حالت سکون خارج شده و به صحنه‌ای برای نمایش رقص ابدی نور تبدیل می‌شوند. در مساجد بزرگی چون مسجد جامع اصفهان، نور با برخورد به کاشی‌های لاجوردی و فیروزه‌ای، نه تنها بازمی‌گردد، بلکه با خود رنگ آسمان را به زمین می‌آورد. در اینجا، نور دیگر یک پدیده فیزیکی نیست؛ بلکه نوری است که از میان پیچ‌درپیچ اسلیمی‌ها و تذهیب‌ها عبور می‌کند تا به چشم بیننده، مفهوم «تجلی» را بیاموزد. هر کاشی براق، آینه‌ای است که از نور واحد، هزاران بازتاب رنگی می‌سازد؛ گویی هر ذره از کائنات در حال تماشای خویشتن است.

فلسفه سایه؛ سکوت میان کلمات

اما اگر نور، زبان آشکار معمار باشد، «سایه» زبان باطن و راز است. در صحن‌های وسیع مساجد اصفهان، سایه‌ها نه به مثابه تاریکی، بلکه به مثابه «سکوت» عمل می‌کنند. سایه‌های بلند و عمیق ایوان‌ها و ستون‌ها، فضایی برای تأمل و خلوت ایجاد می‌کنند.

در معماری اصفهان، سایه است که به نور، «شکل» می‌دهد. بدون سایه‌ی عمیق طاق‌ها، نور نمی‌تواند بر پیچ‌وخم‌های کاشی‌ها سایه‌روشن (Chiaroscuro) بیندازد و عمق هندسی را آشکار سازد. سایه در اینجا، همان فاصله‌ای است که میان کلمات شعر قرار می‌گیرد تا معنا را از طریق سکوت، منتقل کند. این سایه‌ها، پناهگاهی هستند برای روح خسته از هیاهوی جهان مادی، تا در میانه‌ تاریکی آرام، به جستجوی روشنایی درونی بپردازد.

تلاقی در هندسه؛ هندسه نور و سایه

زیبایی مکرر این مساجد، در برخورد دقیق این دو عنصر نهفته است. وقتی نور از میان پنجره‌های مشبک (گل‌سرامیک‌ها یا شیشه‌های رنگی) عبور می‌کند، تبدیل به هندسه‌ای از خطوط روشن می‌شود که بر کف فرش‌ها یا دیوارهای سنگی نقش می‌بندد. این «نقش‌آفرینی نور»، در واقع بازنمایی نظم الهی در دل آشفتگی جهان است.

در این لحظه، مرز میان مادی و غیرمادی، میان دیوار و آسمان، و میان سایه و روشنایی، محو می‌شود. بیننده در این تلاقی، به این درک می‌رسد که حقیقت، نه تنها در روشنایی محض، بلکه در توازن ظریف میان «آشکار» و «پنهان» نهفته است.

فرجام: رقص ابدی در گذر زمان

با گذشت ساعت‌ها و حرکت عقربه‌های خورشید، این رقص نور و سایه مدام تغییر می‌کند. سایه‌ها کش می‌آیند، کوتاه می‌شوند و با هر حرکت خورشید، معنای جدیدی به فضا می‌بخشند. مساجد اصفهان، با این بازی هوشمندانه، یادآور این حقیقت بزرگ هستند که جهان، تضادهایی است که در عین تضاد، در هماهنگی مطلق‌اند.

اینجا، در میان تلاقی آبی کاشی‌ها و سیاهی سایه‌های ایوان، انسان تنها با یک معماری روبرو نیست؛ بلکه با یک «دعا» روبرو است؛ دعایی که با نور نوشته شده و با سایه مهر تأیید شده است.

انتهای پیام/

کد خبر 1405072702784
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha